«بارباران» تشکری، در ترازوی نقد منتقدان

نقد ادبی کتابی از سعید تشکری در کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی
 بارباران، یک شعرروایت
سروش مظفر مقدم در ابتدای نشست برای ورود تخصصی به نقد این کتاب، به توضیحاتی دربارۀ چگونگی عینیت یافتن تاریخ در رمان پرداخت. وی در پاسخ به سوال علی براتی گجوان که نویسنده چه درصدی از تاریخ را می‌تواند مبنا قرار دهد، تشریح کرد: وفاداری کامل به تاریخ به گونه‌ای که عین آن نوشته شود، کار مورخ است نه نویسنده، این درحالی است که نویسنده با عنصر تخیل می‌تواند تاریخ را به درام داستانی تبدیل کند. ادبیات لزوماً تاریخ نیست اما در راستای تحکیم روایت خودش، از ژانر تاریخ هم می‌تواند استفاده کند. وی افزود: رویکردها متفاوت است. در رویکرد اول، نویسنده سعی می‌کند به متن حادثه وفادار باشد و در رویکرد دوم، نویسنده از تاریخ به عنوان یک پی‌ساخت استفاده می‌کند، وفاداری به تاریخ ندارند و اثر او روایت مورخانه نیست که هرکدام اگر به درستی پرداخته شود واجد ارزش‌هایی است.
مظفر مقدم با بیان اینکه، تشکری در «بار باران» بیشتر به رویکرد دوم نزدیک شده است، کار او را بازی با وقایع تاریخی خواند که در اثر دخیل شدن تخیلات نویسنده به خلق یک شعرروایت منجر شده است. وی در حالی‌که «بارباران» را رمانی تک صدایی دانست، اظهار داشت: از ویژگی‌های مثبت این اثر، فصول کوتاه و پایان‌های نسبتاً غافلگیرکننده است. اما در نهایت، فکر می‌کنم این کار جزء معدود آثار ایشان است که می‌توانست بهتر از این باشد.
تاریخ برای من یک تیتر است
نویسندۀ رمان «بارباران»، در تشریح اثر خود ابتدا به تعریفی از تاریخ پرداخت و گفت: بخشی از تاریخ، هویت است. پیدا کردن یک هویت، به اضافۀ جعلیاتی که تا آن لحظه باور کردیم. دربارۀ «بار باران» برای مثال، سند تاریخی است که گوهرشاد بیگم در طول ساخت مسجد گوهرشاد یک‌بار هم اینجا نیامد. حالا این را کنار روایات شفاهی ما بگذارید که می‌گوید گوهرشاد بیگم هرروز بالای سر معماران بوده است. سوال بعدی پیش می‌آید که چرا هیچ‌کس قوام الدین شیرازی سازنده مسجد گوهرشاد را نمی‌شناسد؟ با تمام این مجموعه کار من سینما و ادبیات نمایشی است یعنی باید به مخاطبم می‌گفتم از نزدیک با ادبیات سینمایی، گوهرشاد و شاهرخ را ببین. من در مقدمه بارباران اینها را توضیح دادم و اولین رمانی است که برایش مقدمه نوشتم. می‌خواهم مخاطب بداند که همواره داستانی از سعید تشکری می‌خواند نه داستانی از تاریخ. تاریخ حلقۀ مفقودۀ من نیست و برایم فقط یک تیتر است.
وی در بخشی دیگر از سخنانش افزود: ما باید بلد باشیم کاشف باشیم نه رونویس. این‌گونه نگاه کنیم که آیا در تاریخ داستان نگفته‌ای وجود دارد که ما آن را پیدا کنیم و بسط دهیم؟ من در کارگاه ذهنی‌ام این‌گونه نگاه می‌کنم که هر داستان قابل کشفی یک قبل و بعد دارد که توسط نویسنده باید خلق شود. یعنی زمان حال مستند است، قبل و بعدش باید توسط نویسنده تعریف شود.
سعید تشکری و خوانش 50 بارۀ منتهی‌الآمال
وی تعبیر «اقتباس ادبی» را مورد انتقاد قرار داد و گفت: بازنویسی تاریخ، بازآفرینی، اقتباس و واژه‌هایی از این دست چه معنایی دارد؟ اصلاً نویسندۀ ادبی می‌تواند مقتبس باشد؟ ما در چنبرۀ یک رفتار باقی ماندیم. من در ریشه‌های قصص دینی کار کردم. منتهی‌الآمال را شاید 50 بار خواندم شیخ عباس قمی در منتهی الآمال قصه می‌گوید. یعنی تمام خرده قصه‌هایی که در مورد 14 معصوم است جمع می‌کند و در یک شبی شروع می‌کند به قصه گفتن.
سروش مظفر مقدم، در ادامه یک مشکل ادبیات دینی را در عدم شجاعت در نزدیک شدن به ائمه دانست و گفت: تشکری این هنجارشکنی را داشته اما عرض من این است که باید نزدیک‌تر شویم. تشکری این امر را مختص ادبیات ندانست و اظهار داشت: وقتی ما عادت می‌کنیم که چیزی از جایی نگوییم، وقایع معاصر ما هم شهید می‌شوند. وقتی شجاعت پیدا نمی‌کنیم که در مورد درخت بارور تشیع حرف بزنیم از سرشاخه‌های آن هم حرف نخواهیم زد. در خود ادبیات، ما با یک ادبیاتی روبروییم ک شاخص‌ترین آن بینوایان است. بینوایان تاریخ انقلاب کبیر فرانسه نیست اما چگونه است که ما به ازای تاریخ فرانسه در بینوایان وجود دارد؟
ما این مبحث را تداخلش دادیم به پیشینۀ خودمان یعنی 100، 150 سال ادبیات ما پیشینه دارد ولی قبل از آن ادبیاتمان شفاهی بوده و تا وقتی که ما این ادبیات را از خودمان جدا نکنیم و تبدیل به ادبیات مکتوب نکنیم این بحث همچنان جاری و ساری خواهد بود.
رمان امروز، باید به نیازهای امروز پاسخ دهد
تشکری در پاسخ به این سوال براتی گجوان، که در حوزۀ ادبیات دینی اثبات برای مخاطب از کجا می‌آید، گفت: برخلاف یک سری آثار مستند که نویسنده پیوسته می‌خواهد مستند بودن خود را به رخ بکشد، در ادبیات شهودی می‌خواهد اثبات کند اثر من یک اثر مستند نیست بلکه اثری داستانی است. وی در انتقاد به خطر تحریف تاریخ در سبک داستانی خود اظهار داشت: ما یک سری کتب داریم که محل مراجعۀ ماست. یعنی اگر کتب شیعه را در مورد حضرت رضا بخواهید ورق بزنید به خود کتاب حضرت رضا می‌رسید. زندگی حضرت رضا به شدت اجتماعی، سیاسی و اعتقادی است.
همچنین دکتر رئیس السادات نیز در سخنانی پیرامون «بارباران» درحالیکه این کتاب را ادبیات قدسی خواند، خاطرنشان کرد: رمان باید زمان را درنوردد. آیا می‌توانیم بگوییم که رمان‌های ادبیات قدسی برای آینده نیز باقی خواهد ماند؟ تشکری در این رابطه با بیان اینکه رمانی که در سال 96 می‌خوانید باید به نیازهای شما در سال 96 پاسخ دهد، به سخنی از جلال آل احمد اشاره کرد و گفت: جلال حرف خوبی می‌زند که من امروز اول با نسل خودم تکلیفم را روشن کنم، بعد برای فردا حرف بزنم، فردا نویسندگان خود را خواهد داشت
نخستین رمان جمعی از دو نسل نویسندگان
تشکری در پایان از پی‌ریزی نخستین رمان جمعی در حسینیۀ هنر خبر داد و آن را حرکتی خوب و شجاعانه در ادبیات مشهد و ایران خواند. نویسندۀ توانمند مشهدی، در حاشیۀ این نشست در گفتگو با خبرنگار ما، نشست‌های پیرامون ادبیات قدسی را بسیار کم و موسمی دانست و خاطرنشان کرد: جای خالی چنین مراسمی در کتابخانه احساس می‌شد و از آنجایی که در این گردهم‌آیی‌ها رابطۀ نویسنده با مخاطب به طور حرفه‌ای برقرار می‌شود، هرقدر چنین نشست‌هایی در مکان‌هایی که منتسب به خود این ماجراست بیشتر شود این ادبیات میل به گسترش پیدا خواهد کرد. وی در پاسخ به منتقدانی که ادبیات شهودی را تحریف تاریخ می‌خوانند، گفت: نویسندگانی که برای کارهای انجام نداده‌شان دلایل متنوعی دارند از کسی که آن کار را انجام می دهد دچار وحشتند و من این را در طول سال‌‌ها تجربه کردم و خوشحالم که بنیانگذار این نوع ادبیات در حوزه ادبیات تشرف و شهودی بودم.

 
 
1396/5/10 سه شنبه
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
بيشتر
تعداد بازديد اين صفحه: 25